
هر بامداد با خويشتن بگوىمن امروز با انسانهايى روبرو خواهم شدكه يكى فضول پيشه است،آن ديگرى غرور و خودپسندى داردو يكى ديگر فريبكار و حيله باز يا متعصب و رشكين استيا از هنجارهاى اجتماعى فاصله دارداینها همه بدین خاطر استکه آنها خوبی و بدی را از هم تمییز نمی دهنداما من با ماهيت و جوهر خوبى آشنا شده امو مى دانم كه " خوبى " جز زيبايى چيزى نيستو " بدى " را نيز مى شناسم كه عين زشتى و ناهموارى است.و طبيعت و فطرت آنكس كه خطا مى كند با من يكسان استزيرا نه تنها ما از يك گوشت و خون و نطفه و ريشه ايمبلكه او هم...
ادامه مطلب